|
|
|
|
|
در مدتی که در شلمچه بودیم یک روز یک بنده خدایی هم آمد برای سخنرانی! ما یک دفعه دیدیم از توی حسینیه شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه برخواست.یک نفس! قطع هم نمی شد. خیلی فضای خاصی بود. ماشاءالله اعتماد به نفس! طرف اصلا به روی مبارک هم نیاورد. لطف کردند افرادی را که شعار می دادند از حسینیه بیرون کردند. بعد هم کلی تشکر از سخنران محترم به عمل آمد! شب با دوستان بحث شد که این کار درسته یا نه؟ بعضی شدیدا مخالف بودند خصوصا بعد از فرمان آقا... آقا فرموده بودند: « انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها.همه هم در اين زمينه مسئولند. » ( پیام آقا) من اما مخالف نبودم اول اینکه شاهد مثال فرمان آقا رو می دونستم بعد اینکه "شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه و هشدار به بعضی ها که هنوزم تکلیف خودشونو درست حسابی روشن نکرده اند و تذکر اینکه حواستون باشه که حواسمون بهتون هست و تحت رصد دقیق مردم هستید و رافت اسلامی یک اتفاق همیشگی نیست و حدی داره" فکر کنم از مصادیق انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت باشه نه اهانت، در آخر هم به نظر من این جور آدما تا درست حسابی اظهار ندامت نکرده اند و عملا هم ندامت خود را ثابت نکرده اند نباید به راحتی بتونند پاشونو جایی مثل شلمچه بزارن انگار هیچ کاری نکردند توقع هم داشته باشن قربون صدقه شونم بریم مگه میشه موش دوندن های بعضی ها رو در فتنه فراموش کرد.طرف هر کاری دلش خواست کرد هر زهری دلش خواست ریخت بعد که مطمئن شد کاری از دستش برنمیاد کی بود کی بود من نبودم؟ قبول دارم ما باید جذب حداکثری داشته باشیم امکان بازگشت رو باز بزاریم و این حرفا اما باید آقایون برادریشونو ثابت کنند بعد؟این که نشد طرف تا می تونه ضربه هاشو بزنه بعد که دید دیگه کاری از دستش برنمیاد بدون هیچ ابراز حداقل عملی ندامتی اصلا به روی خودش هم نیاره دوقورت و نیمش هم باقی باشه ما هم براش شعار بدیم صل علی محمد ... اینجوری هر ننه قمری تا آبی گل آلود بشه می گه خوبه ما زهرمونو می ریزیم شد با اینوری ها، نشد فوری خودمونو می زنیم به اون راه دوباره با اونوری ها، ملت هم ... باید این آدم ها تا ثابت نکرده اند همه جوره برگشته اند، احساس امنیت نداشته باشند باید این آدم ها بدونند توی چشم مردم اند باید بدونند مردم احمق نیستند یادشونم نمی ره اگر اهلش نیستند لااقل ظاهری جبران کنند ظلم هایی که به انقلاب کردند. البته اینم قبول دارم ازین نوع اعتراض ها و رفتارها و هشدارها خیلی سوءاستفاده می شه؛ انواع مظلوم نمایی ها و تهمت ها و تحریف ها و ... اما باید چه کار کرد؟ یکی از دوستان هم نظرش این بود می شد مجلس سخنرانیشو ترک کرد تا خودش بفهمه. اینم پیشنهاد خوبیه اما واقعیت اینه که ما خیلی بایکوت بلد نیستیم . نمی دونم در هر حال باید دنبال راهی بود که هم اونا حساب کار دستشون بیاد هم بهانه دستشون نیفته هم این هشدار ها رو نشه تحریف کرد. کسی راه حل بهتری به ذهنش می رسه؟ |
||